تبليغاتX
پستو

**سخن بي پرده بايد گفت ** وقت رازپوشي نيست ** اگر دشمن زبيم نام تو بر خويش مي لرزيد ** ومي كوشيد تا گرد فراموشي ** بپاشد روي نام تو؛ ** دلم مي گيرد از اين هم نبردان و زهمراهان **كه از خاطر تو را بردند، ** ندانم من ** زروي سهو ** يا از عمد ** تو را و رادمردي تو را بردند از خاطر **توراشير بزرگ شرق ** تورا اي مظهر آزادگي،حتي ** به نامي ياد ننمودند ** وقلب **عاشقانت را ** به يادي شاد ننمودند به ياد دكتر مصدق - شعر از حميد مصدق

نام فیلم :قطار مرگ

محصول :۲۰۰۷ -مشترک بین ایران و امریکا

کارگردان :م-ان

دستیاران :منوچ خان و خروس لاری جون

بازیگران :محمودخان.جرج درازگوش.جنیفرلوپز.جمشیدهاشم پور

توضیح:((قطار مرگ)) پر هزینه ترین فیلم تاریخ سینما است زیرا هزینه آن توسط ۷۰ملیون سیاهی لشکر (که این نیز در تاریخ سینما بی سابقه است)پرداخت شده است ! این اثر در راستای سایر آثار این کارگردان نظیر ((من هاله یک نئونازی هستم)) ((کارخانه بچه سازی)) و ((سفرهای استانی مارکوپولو)) ساخته شده است .

خلاصه داستان :محمودخان بازیگر مطرح هندی که زمانی زباله جمع میکرده تصمیم میگیرد به نیویورک برود اما جرج به او ویزا نمیدهد ! پس تصمیم میگیرد به ناکجاآباد سفر کند...پس به آژانس مسافرتی میرود و میبیند عده ای کاغذپاره رد و بدل میکنند !

در ادامه داستان محمود با بلیط شماره ۱۷۴۷ سوار قطار میشود و چون میبیند که استفاده از ترمز اضطراری ۲۰۰۰۰تومان جریمه دارد تمام ترمزهای اضطراری قطار را  از جا میکند !سپس محض احتیاط به لوکومتیو رفته ترمز و دنده عقب آنجا را هم میکند !

در اینجا موسیقی با شعر ((قطار من ترمز نداره-دل من طاقت دوری نداره)) نواخته میشود اما قطار با سرعت به جلو پیش میرود و چون ترمز ندارد به کوه برخورد کرده با یک انفجار اتمی ۷۰ ملیون سرنشین قطار ریق رحمت را لاجرعه سر میکشند...

و چون قطار از نوع خاصی بوده  تمامی مردم آن ناحیه عقیم میشوند...

اما در پایان جنیفر لوپز و جمشید هاشم پور با هم ازدواج میکنند و دوربین روی کیک مراسم عروسی که زرد رنگ است زوم میکند !

نتیجه اخلاقی : ۲۰۰۰۰تومان>۷۰۰۰۰۰۰۰انسان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 فروردین1386ساعت 23:35  توسط سامان  | 

محمد بسته نگار‌ (داماد مرحوم آیت اله طالقانی و عضوشورای مرکزی فعالان ملی مذهبی) توی لیوان برای خودش آب میریزد !(یا به زعم عده ای به آسیاب دشمن آب میریزد!)

ما هم از آقای ابطحی تو این کارها کم نمیاریم !(واسه بار هزارم !)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 22:58  توسط سامان  | 

یک داش مشدی و شرک، دو شخصیت، یکی از فرهنگ خودی و دیگری از فرهنگ نخودی (غیرخودی!!) که در ویترین یکی از مغازه های شهر ییلاقی طرقبه، در کمال صلح و دوستی کنار هم نشسته اند !

متاسفانه شاید چنین همزیستی مسالمت آمیزی میان فرهنگها، تنها در عالم عروسکها ممکن باشد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 23:0  توسط سامان  | 

فیلم ۳۰۰،اهانت به ایران و ایرانی،تحریف تاریخ و... واژگانی هستند که در این روزها،مکررا درباره آنها شنیده یا خوانده ایم.اما در میان این هیاهوی رسانه ها،توجه به چند نکته خالی از لطف نخواهد بود :

۱- تحریف تاریخی موجود در این فیلم به حدی است که حتی برای کودکان(و چه بسا نوزادان!!) نیز باور پذیر نخواهد بود !نگارنده بر آین اعتقاد است که حتی  یونانیان هم باور نخواهند کرد  که در جنگهای دوره باستان،مثل نبرد  میان ارتش صدها هزار نفری خشایارشا و ارتش ٣٠٠ نفری لئونیداس، به شکست ایرانیان منجر شود،زیرا شکست ارتش چندصد هزار نفری از ۳۰۰ نفر(آنهم در عهد باستان!!)  تنها در صورتی امکانپذیر است که ارتش یونان مجهز به سلاحهای کشتارجمعی نظیر بمب اتم بوده باشد !

۲- اهانتها و تحریفات اخیر،نظیر فیلم موهن ۳۰۰ و تحریف نام خلیج همیشه فارس از چه زمانی به اوج خود رسیده است ؟

آیا این قبیل اعمال به دلیل ضعیف شدن ایران در جامعه بین المللی به علت سیاستهای خارجی نادرست نیست ؟

۳-و در پایان،چگونه میتوانیم از بیگانگان انتظار حفظ حرمت تاریخی کشورمان را داشته باشیم حال آنکه دولتمردان کشورمان برای  اینگونه مسایل پشیزی ارزش قایل نیستند !؟

با آنکه  با آبگيري سد سيوند، بخشي از شواهد باستاني منطقه پاسارگاد(که ناموس تاریخی مردم ایران لقب گرفته است) شامل روستا، قبرهاي قديمي و تعدادي سفال زير آب خواهند رفت،  بر این عمل پافشاری میکنیم، چگونه از  بیگانگان انتظار حفظ حرمت تاریخی مان را داریم ؟

هم چنین است نصب دکلهای فشارقووی در حریم مجموعه باستانی توس،عدم توجه به تخریب تدریجی آثار باستانی در اثر ارتعاشات ناشی از عبور مترو از برخی مناطق،ساخت و ساز در حریم آثار تاریخی و ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 23:44  توسط سامان  | 

ماهنامه طنز و کاريکاتور بچه مشد با مديرمسئولي فاطمه شادلو مدتي است  بصورت جلد رنگی و در بيست صفحه و در قطعي فانتزي (نصف A4) با استفاده از طنز و کاريکاتور در زمينه های اجتماعی ، فرهنگی و سياسی با گستره توزيع  در شهرستان مشهد منتشر می شود. در تحريريه اين مجله اسامي مسعود حاتمی(سردبیر)،  مسعود دانشور،  مجتبی نامور ، سعیده موسوی،  سامان فیروزی،  محبوبه پروانه (نویسندگان) ، عباس ناصری ، عباس پرهیزگار،  فاطمه آزادی،  مهدی پورخاک،  سوسن ظریف و غزاله جلالیان(کاریکاتوریست ها) به چشم مي خورد.
اين هفته نامه در قطعي فانتزي (نصف A4) به چاپ مي رسد و در آخرين شماره آن مطالبي همچون يادداشتهاي دن کيشوت ، محاکمه کتابی، انرجی هستگی و کتاب و ... به چشم مي خورد.
علاقمندان به کاريکاتور براي ارتباط با اين نشريه مي توانند با ایمیل WLABACHE_MASHAD@YAHOO.COM

تماس حاصل نمايند.
 سردبير اين نشريه در گفتگو با خبر نگار هنری "مهر" در مشهد اظهار داشت : از آنجا که دنيای امروز دنيای ارتباطات تصويری می باشد بر آن شديم تا با استفاده از ابزار کاريکاتور و بيان شيرين طنز به سراغ مخاطب برويم. بنابراين ما يک نشريه تخصصی طنز و کاريکاتور نيستيم بلکه از ابزار طنز و کاريکاتور برای بيان واقعيت ها و رويدادهای موجود بهره می گيريم.
ايران کارتون انتشار منظم اين نشريه را به دست اندرکاران آن تبريک مي گويد، با اميد به اينکه شاهد موفقيت روزافزون همکارانمان در مشهد باشيم.

منبع:سایت ایران کارتون، خبرگزاری مهر

در ضمن شماره دیماه این نشریه به زودی منتشر میشود.


+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 13:40  توسط سامان  | 

آقا واسه اینکه ثابت کنم من از ابطحی چیزی کم ندارم یه عکس از آقای ع-ق واستون میذارم ! البته خود ایشون هم تا الان این عکس رو ندیده و اصلا خبر نداره که همچین عکسی ازش گرفته شده !!

عنوان عکس: نمایش تضاد فیل و فنجون

پارادوکس فیل و فنجون !!!! 

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 16:33  توسط سامان  | 

شماره جدید(شهریور) ماهنامه ((بچه مشد)) اولین نشریه طنز و کاریکاتور استان خراسان منتشر شد . نشریه ((بچه مشد)) را از دکه های روزنامه فروشی معتبر در مشهد بخواهید .(با مطالب جذابی از سامان فیروزی !!!)
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 13:36  توسط سامان  | 

مکرر شدن بحث پیرامون دولت مرحوم مصدق و علل سقوط آن و نیز وقایع رخ داده در آن دوران نه فقط تکراری نامناسب نیست بلکه طرح مساله ای مهم است که نه فقط در سال 1332 اثرات و پیامدهای مصیبت باری برای مردم ایران داشت ، بلکه همواره میتواند تجربه آموز و درسی بزرک برای همه علاقمندان به مسایل سیاسی روز و به خصوص قشر دانشجو باشد. لذا نقل آنچه آقای مدنی به عنوان طرح داستان تکراری مصدق و حزب توده از آن نام میبرند جهت روشن کردن اذهان خوانندگان نسبت به آن دوران کاملا ضروری به نظر میرسد، زیرا در کمال تاسف وقایع آن دوران در روزگار ما به هیچ وجه به  صورت بی طرفانه مورد بررسی قرار نمیگیرد.
از سویی نویسنده گویا فراموش کرده که  مبحث ((حزب توده و رفتار آن در نهضت ملی )) اولین بار توسط ایشان در مقاله (جنبش کارگری یا حزب توده) مطرح گردید و بنده لازم دیدم که نسبت به ادعاهای ایشان بی تفاوت نباشم.جالب اینجاست که آقای مدنی ابتدا ادعاهایی را این باره مطرح میکند و سپس در مطلب بعدی  ذکر این موضوع را خلط مبحث میخواند !!!
در ابتدا پیرو مطالب مندرج در مقاله((قربانی:اینبار هم مردم و دموکراسی)) توضیحات زیر را جهت روشن  کردن حقایق ذکر نموده سپس به بررسی مقاله آقای مدنی خواهم پرداخت
1-به گواهی اسناد تاریخی و بر خلاف ادعای شما، در آن دوران، آشوبهای خیابانی و راهپیماییها  بنام حزب توده اما توسط عوامل  سیا و اینتلیجنت سرویس و نیز دربار  صورت میگرفت و حتی به اسم حزب توده نامه های تهدید آمیز به مراجع قم فرستاده میشد. حتما درباره شبکه بدامن که توسط شاپور ریپورتر اداره میشد  اطلاعات کافی دارید
2- ادعا مي‌کنید که حزب تودۀ ايران داراي آنچنان سازمان نظامي «بزرگ و قوي» بود، و چنانچه مي‌خواست، مي‌توانست با استفاده از آن جلوي توفيق کودتا را بگيرد.این ادعا یک افسانه است:افسانه توان نظامي افسران عضو حزب تودۀ ايران
متأسفانه بازتاب اين نگرش نخبه‌گرايانه را نه تنها در جنبش امروز کشور، بلکه در بسياري از ارزيابي‌هاي تاريخي در بارۀ تجربه کودتاي 28 مرداد مي‌توان ديد. اين نگرش دانسته يا نادانسته  سرپوش گذاشتن بر واقعيات تاريخي است . ساده‌انديشي است که تصور شود با ورود قهرآميز حزب به صحنه مبارزه، کودتاي 28 مرداد عقيم مي‌ماند.
شما که به مصاحبه آقای محمد علی عمویی اشاره میکنید بد نیست که اظهار نظر ایشان را در این مورد بخوانید:((حزب و سازمان نظامي آن، همان‌گونه که گفته شد، مي‌توانستند بر سران کودتا ضرباتي وارد کنند. اين ضربات اما، در صورتي منجر به خنثي شدن کودتا مي‌شد که نيروهاي ملي و مردمي به دعوت مصدق براي مقابله با کودتا گران به ميدان مي‌آمدند))
نکته ای دیگر که نباید آنرا فراموش کنیم اینست که اعضای این سازمان به علت خصلت انقلابي آن نمي‌توانستند در افسران رده‌هاي بالاي ارتش شاهنشاهي نفوذ کند
غالباً در بررسي اوضاع و احوال آن زمان، شکست جنبش ملّي شدن نفت را متوجه حزب تودۀ ايران مي‌سازند .اين‌ها اگر از روي ناآگاهي نباشد، غرض‌ورزي و وارونه جلوه دادن حقايق است. واقعيت اين است که زمينه شکست در اساس، پيش از هر چيز از استراتژي و تاکتيک رهبران جنبش ملّي شدن نفت سرچشمه مي‌گرفت.

و اما درباره مطالب مندرج در مقاله( جنبش کارگری حزب توده) نویسنده باید در نظر داشته باشد که طی سال های 1326- 1320، که حزب سیاسی طبقه کارگرحزب توده ایران و همراه با آن جنبش سندیکایی و اتحادیه ای کارگران ایران از فعالیت علنی برخورداربودند جنبش  به سرعت مراحل تشکل و آگاهی صنفی و سیاسی را درنوردیدودر نتیجه کاربست تجارب مبارزات سندیکایی و اتحادیه ای ایران در گذشته و نیز استفاده از تجارب جهانی اش، جنبش کارگری-سندیکایی و اتحادیه ای ایران طی مدت کوتاهی از1320 تا 1325 قدم های عظیمی به جلو برداشت و این توفیق بزرگ قبل از
همه مرهون توجه حزب توده ایران به نقش  کارگران در جامعه ایران بود(و نه سو استفاده از آنان)، که از همان ابتدای تاسیس خود در مهر1320 یاری به تشکل صنفی و سیاسی کارگران را مهم ترین وظیفه خود به شمارآورد.
به همین قدر اکتفا میکنم که اگر فعالیت آزاد و علنی حزب توده ایران و فعالیت علنی سندیکایی و اتحادیه ای  ادامه می یافت، جنبش کارگری ایران، در سال های پس از جنگ دوم جهانی، مسلما نقش به مراتب موثرتر و قاطع تری در حیات سیاسی و اجتماعی ایران ایفا می کرد. به ویژه توجه به همین مسئله بود که شاه و دول امپریالیستی حامی وی را  بر آن داشت تا با تمام قوا امکان فعالیت علنی را از کارگران ایران وحزب سیاسی آن سلب نمایند.یورش گسترده استبداد محمدرضا شاهی و حامیان امپریالیستی او در سال های 1326 و1327  به سازمان های صنفی و سیاسی طبقه کارگر به همین منظورصورت گرفت. رزیم سلطنتی به دستور و تائید امپریالیست های انگلیس و امریکا، ابتدا در سال 1326 به شورای متحده  اتحادیه کارگران وزحمتکشان ایران وسازمان های اصیل سندیکایی کارگران در سراسر کشور حمله برد و سپس در بهمن 1327 با توطئه ساختگی ترور شاه فعالیت علنی حزب طبقه کارگر- حزب توده ایران را قدغن ساخت.با این ضربات، استبداد سلطنتی توانست از رشد عظیم و بلاوقفه جنبش کارگری-سندیکایی ایران، چنانکه طی سال ها 1325- 1320 بود، جلوگیری کند و مانع از آن شود که در جریان تکوین و تدارک جنبش ملی شدن نفت، طبقه کارگر ایران نقشی که توانایی انجام آن را داشت، به عهده گیرد.با این حال شورای متحده در دوران فعالیت خود دستاوردهای ارزشمند و غیرقابل انکاری را نصیب کارگران نمود که ذکر آنها در این مجال و مقال نمیگنجد.اما این نکته را نباید فراموش کنیم که حزب توده در این دوران رهبری سیاسی جنبش کارگری ایران را بر عهده داشته است و در واقع سازمان سیاسی این طبقه و جنبش به شمار میرفت.لذا مساوی قرار دادن این دو در ایندوره از  ارزش والای این جنبش نخواهد کاست.اعتصاباتی که در آن دوران توسط حزب توده سازماندهی میشد قطعا نقش به سزایی در نهضت ملی شدن نفت داشته است.پی بردن به نقش تاریخی و با اهمیتی که طبقه کارگر ایران و سازمان های سندیکایی آن و زحمتکشان ایران به رهبری حزب توده ایران در تکوین و تدارک مبارزات ضد امپریالیستی ملی شدن نفت داشتند و میدان دادن به فعالیت علنی شورای متحده و حزب توده ایران که شما منکر آن هستید، از شرایط عمده تامین پیروزی جنبش ملی شدن نفت ایران بود. متاسفانه، در جریان مبارزات ملی شدن نفت، رهبران جبهه ملی(مانند جنابعالی !) به اهمیت جنبش کارگری در این مبارزه پی نبردند و به فعالیت علنی سازمان های اصیل صنفی زحمتکشان و حزب سیاسی آن ها، حزب توده ایران امکان ندادند. عدم درک نقش طبقه کارگر در تامین پیروزی مبارزات ضد امپریالیستی جنبش ملی شدن نفت از جانب رهبران جبهه ملی نه فقط به تشکل صنفی و سیاسی طبقه کارگر، که عامل نیرومند دفاع از دست آوردهای جنبش ملی شدن نفت بود، صدمه بزرگی وارد آورد، بلکه در آخرین تحلیل موجبات شکست آن نهضت را که جنبش کارگری ایران در تکوین و تدارک و پیروزی آن نقش عظیمی ایفا کرده بود، فراهم آورد
اما براستی چگونه میتوان اصالت و حتی موجودیت جنبشی را که  حتی سازمان جاسوسی انگلیس آن را  قدرتمند میخواند زیر سوال برد !!!؟

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 12:43  توسط سامان  | 

به نوشته روزنامه سياست‌روز، "مجمع مطالبه مردمي مشهد مقدس"طي نامه‌اي كارخانه‌هاي پپسي و كوكا را نماد گسترش فرهنگ آمريكايي دانسته و با تاكيد بر محرز بودن وابستگي آنها به صهيونيست‌ها و گسترش بي‌حد و حصر اين دو نوشابه در كشور، خواستار تعيين تكليف آنها شد.

منبع:امروز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 12:7  توسط سامان  | 

 

به هیچ روی قصد پاسخگویی به مقاله ای را که دوست عزیز و تاریخ شناسم جناب آقای مدنی در پاسخ به مقاله  اینجانب تحت عنوان مصدق و اتحادیه های کارگری به رشته تحریر درآورده بودند را نداشتم ، زیرا ازیکسو بیم آن میرفت که این پاسخگوییها به زعم خوانندگان  مجادله انگاشته شود و از سویی دیگر امکان این را میدیدم که متهم به حمایت از جریان خاصی گردم، اما به اصرار یکی از دوستان، و با توضیح اینکه اولا   این مطالب حمل بر مجادله نگردد و  ثانیا حمایت از تفکر خاصی تلقی نشود به نقد مقاله ((جنبش کارگری یا حزب توده)) خواهم پرداخت.

در این مطلب کوشیده ام با ذکر وقایع تاریخی ادعاهای مطروحه در مقاله مذکور به چالش کشیده شود.

در ابتدا سعی خواهم کرد مختصرا به تاریخچه جنبش کارگری و سندیکاها در ایران بپردازم  تا شناسه ای از ماهیت و حامیان فکری این جریان در اختیار خواننده قرار گیرد و به ساختار تشکیلاتی و چگونگی شکل گیری این جنبش پرداخته شود

سپس نقش این جنبش در ملی شدن نفت تحت رهبری حزب توده بررسی خواهد شد و ادعای عجیب "عدم وجود جنبش کارگری در نهضت ملی شدن نفت " به چالش کشیده میشود.

در بخش دیگر دلایل حزب توده برای مخالفت با دولت مصدق(که آقای مدنی آنرا جو تبلیفاتی مسمومی علیه ملی شدن نامیده) بررسی خواهد شد و در آخر شواهدی از حمایت این حزب  ازدولت مصدق در  واقعه 30 تیر ووقایع پس از آن، بر اساس شواهد تاریخی، ارایه میشود و نیز از نقش این حزب در تذکر خطر احتمالی کودتای 28 مرداد  پرده برداشته خواهد شد.

 

در سرتاسر مطلب سعی شده که ادعای نویسنده محترم که در نوشته خود مدعی شده است که" این گروهها همراه با طرفداران استبداد به دشمنی با دولت ملی مصدق اقدام کردند "و یا"...ضربه به دولت ملی و ناکام کردن آن... " با بررسی دقیق تاریخی مردود گردد .

 

 

ماهیت و تاریخچه اتحادیه های کارگری :

 

فروپاشی نظام زمينداری و اقتصاد سنتی ايران در دوران حکومت شاهان قاجار ، کشور را از نظر اقتصادی دچار بحران کرد و بسياری از دهقانان و پیشه وران با بيکاری و فقر روبروشدند و تعداد روزافزونی از هردو گروه به نيروی کارگری پيوست. از آنجا که شرايط مناسب برای اشتغال اين نيروی کار عظيم در داخل ايران به اندازه کافی فراهم نبود بسياری از کسانی که در جستجوی کار بودند به کشورهای ديگر از جمله  کشورهای منطقه قفقاز و آسيای ميانه و روسيه تزاری مهاجرت کردند. کارگران ايرانی در قفقاز اکثراً از نظر سياسی نا آگاه و بی تجربه بودند اما به هر حال در قفقاز رفته رفته با مسائل سياسی و سازمانی آشنا شدند. سياسی شدن کارگران مهاجر ايرانی در خارج از کشور، بويژه آن دسته که در فصول خاصی در ايالتهای امپراتوری روسيه کار می کردند و بقيه سال را به ايران باز می گشتند، کارگران داخل کشور نيز بتدريج با عقايد سياسی و افکار راديکال از جمله تشکيل سازمانهای کارگری برای دفاع از حقوقشان آشنا شدند.

آشنا شدن کارگران ايرانی با افکارسياسی سوسيال دموکراتهای قفقاز آنان را به تشکيل حزب سوسيال دموکرات در ايران تشويق کرد.اين حزب در سال ۱۲۹۹ خورشيدی تأسيس شد و تا داير شدن حزب کمونيست در سال ۱۳۲۰ فعال بود.حزب سوسيال دمکرات و پس از آن حزب توده توسعه و تشکيل جنبشهای کارگری در سراسر کشور را از جمله اهداف خود قرار داد.

در دوره رضا شاه پهلوی، ازهمان ابتدای به دست گرفتن قدرت، وی، سنديکاهای کارگری را به رسميت نمیشناخت و فعاليت آنها را غيرقانونی میدانست

نشريات وابسته به اين سنديکاها نيز به مرور زمان توقيف می  شدند و در نتيجه اتحاديه های کارگری ناچار شدند به طور مخفيانه به فعاليت خود ادامه بدهند با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ايران توسط نيروهای متفقين و سقوط رضاشاه پهلوی از قدرت، فضای سياسی ايران تغيير کرد و آزادی بيشتری در جامعه برقرار شد.

سنديکاها و اتحاديه های کارگری که بين سالهای ۱۳۱۰ تا 1320 امکان فعاليت و مبارزه علنی نداشتند بار ديگر امکان رشد و فعاليت يافتند و در سال ۱۳۲۰ سنديکاهای متعددی تشکيل شد با توسعه سرمايه داری دولتی و رشد صنايع داخلی در ايران تعداد کارگران نيز در سراسر کشور بالا رفته بود و پس از سقوط رضا شاه پهلوی فعاليت اتحاديه های کارگری شدت گرفت.

در سال ۱۳۲۳ با پيوستن سه اتحاديه کارگری، "شورای متحده مرکزی اتحاديه های کارگران و زحمتکشان ايران" تشکيل شد و طی مدت کوتاهی موفق شد بخش عمده ای از کارگران ايران را به عضويت خود در آورد.

                           

نقش کارگران در ملی شدن نفت :

 

با مطرح شدن موضوع ملی شدن نفت در سال ۱۳۲۹، کارگران نفت بار ديگر دست به اعتصابهايی زدند که اين بار برای اين صنعت سرنوشت ساز بود وبر خلاف ادعای آقای مدنی، نمی توان کتمان کرد که حتی در شرایط نامطلوب و نامساعد سیاسی و اجتماعی پس از یورش رژیم  به حزب توده ایران و به حنبش سندیکایی واتحادیه ای ایران، هم طبقه کارگر ایران و هم حزب توده ایران نقش مهمی در تامین پیروزی جنبش ملی شدن نفت ایفا کردند.

کارگران با تشدید مبارزات اعتصابی خود، چه در منطقه نفت خیز خوزستان و چه دردیگرنقاط کشور، یورش های سال های 1326 و1327 را به حزب توده ایران وسازمان های سندیکایی و اتحادیه ای به تدریج خنثی کرد و حضور را در صحنه مبارزات ایران به رژیم استبداد سلطنتی تحمیل نمود. این مبارزه با شکستن سکوت به هنگام هجوم نیروهای مسلح به اعتصاب کارگران کارخانه شاهی

در1329، که در جریان آن کارگران مقاومت بی نظیری از خود نشان دادند، آغاز شد و تا اعتصاب عظیم کارگران صنایع نفت در پایان سال 1329 و اوایل سال1330، که به تصویب قانون ملی شدن نفت و سپردن زمام دولت به دکترمحمد مصدق منجر گردید، ادامه یافت. بررسی تاریخ مبارزات کارگران در این دوره نشان می دهد که اینان  نه تنها در دوران تکوین و تدارک جنبش ملی شدن نفت، بلکه در جریان حوادث اصلی آن با نثارخون 18 کارگر و 3 کودک کارگران نفت تنها در جریان اعتصاب کارگران نفت در خوزستان نقش اساسی و سرنوشت سازی را در پیروزی این جنبش به عهده گرفت.

پی بردن به نقش جنبش کارگری  و سازمان های سندیکایی آن به رهبری حزب توده ایران در تکوین و تدارک مبارزات ملی شدن نفت و میدان دادن به فعالیت علنی شورای متحده و حزب توده ، از شرایط عمده تامین پیروزی جنبش ملی شدن نفت ایران بود.

اما در جریان مبارزات ملی شدن نفت، رهبران جبهه ملی به اهمیت جنبش کارگری در این مبارزه پی نبردند و به فعالیت علنی سازمان های کارگری و حزب سیاسی آن ها، حزب توده ایران امکان ندادند. عدم درک جنبش کارگری در تامین پیروزی  جنبش ملی شدن نفت از جانب رهبران جبهه ملی نه فقط به تشکل صنفی و سیاسی این جنبش ، که عامل نیرومند دفاع از دست آوردهای جنبش ملی شدن نفت بود، صدمه بزرگی وارد آورد، بلکه در آخرین تحلیل موجبات شکست آن جنبش را  فراهم آورد.

 

دلایل انتقادات حزب توده از مصدق:

 

هنگامیکه نامه سرگشاده حزب توده به مصدق انتشار یافت و در آن پیشنهاد خلع ید از کمپانی انگلیسی و اخراج مستشاران خارجی مطرح شد مصدق به نامه این حزب پاسخی نداد و این موضوع تا حدی باعث رنجش خاطر رهبران حزب گردید.

 

در این دوران،دولت مصدق بیش از حد طبیعی به کمکهای  دولت امریکا دل بسته بود  و بجای  آنکه افکار عمومی را رهبری کند آن را  در همین جهت تهییج مینمود..

وی نسبت به سیاستهای توسعه طلبانه  امریکا در ایران  به جنبه های  سازشکارانه تمایل داشت و میکوشید  با گرفتن  قرض و کمکهای مالی از امریکا  مشکلات اقتصادی را برطرف نماید. در این دوره  فعالیتهای اصل 4 ترومن  بنحو وسیعی افزایش یافت . در زمان حکومت او هیئتهای نظامی  امریکایی در ارتش و زاندارمری  فعالیتهای خود را افزایش دادند و تعداد مستشاران  نظامی امریکایی نیز افزایش  یافت.

به این دلیل بود که توده ایها مصدق را شدیدا مورد انتقاد قرار می دادند.

در آغاز نخست‌ وزیری دکتر مصدق‌، هیئتی از جانب شرکت نفت به ریاست « بازیل جکسون‌» به ایران آمد ؛ مذاکرات به نتیجه‌ای نرسید و هیئت انگلیسی بازگشت‌. انگلیسیها در خرداد 1330 فرمول « نوعی ملی شدن‌» را تصدیق کرده بودند. یک ماه بعد نیز هیئت نمایندگی شرکت نفت به ریاست استوکس‌، اصل ملی شدن را از جانب دولت انگلستان و شرکت نفت به رسمیت شناخت‌.

در مذاکرات بعدی که امریکاییها نیز مداخله داشتند اصل ملی شدن تأیید شده بود ، اما دکتر مصدق و همکارانش‌  فرمول و پیشنهادهای انگلیسیها و آمریکاییها را زیر پوشش « نوعی ملی شدن‌» مغایر با قانون ملی کردن می‌دانستند و معتقد بودند که باید ایستادگی کرد و حتی برای مدتی از صدور و فروش نفت به خارج و تحصیل عواید آن چشم پوشید.  « اورل هریمن‌» نمایندة تام‌الاختیار امریکا نیز با موافقت دکتر مصدق برای میانجیگری به ایران آمد.

: مصدق  در نامه ای به ترومن پیش از ورود هریمن به ایران چنین نوشت

...نظر به اینکه بین ملتین ایران وامریکا همواره روابط دوستانه برقرار بوده  ... وملت بزرگ و ارجمند امریکایی از طرفداران جدی آزادی و حاکمیت ملل شناخته شده.وفداکاریهای آن ملت نیکنهاد در دو جنگ اخیر مهمترین گواه   ...یقین دارم دولت  امریکا در این موضوع مهم از معاضدت به آمال ملی ایران خودداری نخواهد کرد.

در این زمان حزب توده برای اعلام مخالفت خود با حضور هریمن  ، تظاهرات بزرگی به راه انداخت و دکتر مصدق را مورد انتقاد قرار داد..

 بنا به دستور رییس شهربانی که زیر نظر  وزیر کشور دولت  مصدق فعالیت میکرد افراد پلیس تظاهر کنندگان را به مسلسل بستند که نتیجة تظاهرات 100 کشته و 500 زخمی بود. 

پس از این رویداد،همه روزه تظاهرات خانواده های قربانیان واعترا ضات  جمعیت ملی مبارزه با کمپانیهای  نفتی امپریالیستی و سایر سازمانها مطبوعات و نشریات  مترقی علیه هیئت حاکمه ادامه داشت و زیر این فشارها بود که محافل حاکمه ایران  در زیر فشار و خشم شدید مردم مجبور شدند اعلام کنند که دولت درخواستهای مردم را در مجازات افسران خاطی اجرا خواهد کرد. مساله ای که تنها در حد وعده باقی ماند !

 

 

حمایت های حزب توده از مصدق :

 

و در آخر به ذکر چند مورد از حمایتهای حزب توده از دولت دکتر مصدق پرداخته بحث را به پایان میبرم:

 

1-هنگامیکه اصناف و بازاریان‌، کارگاهها، مغازه‌ها و حجره‌های خود را از روز پیش بستند و از صبح 30 تیر به همراه دیگر مردم‌، از بازار به سوی مجلس به راه افتادند، کارمندان دولت‌، کارکنان راه ‌آهن و رانندگان وسایل نقلیة عمومی دست از کار کشیده به تظاهرکنندگان پیوستند، دانشجویان دانشگاه تهران و دانش‌آموزان کلیة مدارس نیز به صف مردم درآمدند و آیت‌الله کاشانی و «جبهة ملی‌» که از همة مردم خواسته بودند تا در روز 30 تیر به اعتصاب دست زنند، «حزب توده‌» نیز  مردم را به اعتصاب عمومی و راهپیمایی سراسری فرا خواند. بسیاری ازهواداران حزب توده به صفوف مردم پیوسته بودند و با تجارب و آزمودگی که در زد و خوردهای خیابانی داشتند، در نبرد با نیروهای انتظامی شرکت کردند.

عليرغم تیراندازی ارتش به طرف مردم تمام خيابان­ها مملو از جمعيت بود و بر تعداد كشته­شدگان هر لحظه افزوده مي­شد. اعتصاب به سراسر كشور سرایت کرد. مردم فرياد مي­كشيدند، «ديگر ديكتاتوري كافي است! ما به جان آمده­ايم!» پس از اين سه روز باشكوه پادشاه ناگهان قوام را از كار بركنار كرد و دوباره مصدق را دعوت به تشكيل كابينه نمود. خبر رأي نهايي دادگاه بين­المللي نيز درست در همان روز به تهران رسيد..

 

2-هنگامی که نمایندگان مخالف در مجلس شورای ملی جرئت مقاومت پیدا کردند، همه نمایندگان وابسته به جبهه ملی یکباره استعفا دادند و در واقع‌ مجلس هفدهم را منحل کردند. مصدق در مرداد 1332، برای مشروع ساختن این انحلال ـ با پشتیبانی حزب توده ـ خواستار برگزاری همه‌پرسی ملی شد

 

3-زمانیکه -روزنامه‌های طرفدار دولت مانند "باختر" امروز به مدیریت دکتر فاطمی‌، "توفیق"، "نیروی سوم" ‌به مدیریت خلیل ملکی‌، "شورش" به مدیریت کریم‌پورشیرازی‌، جبهه آزادی و مطبوعات وابسته به حزب توده نیز از موضع حمایت از دولت دکتر مصدق به انتقادات شدید نسبت به آیت‌الله کاشانی و سایر منتقدان و مخالفان دولت دست می‌زدند و آنان را همدست دربار و عامل انگلستان توصیف می‌کردند.  تا آنجا که از ابتدای بهار 1332 مطبوعات طرفدار دولت‌، هماهنگ و درکنار مطبوعات چپگرا و توده‌ای ‌بر شدت انتقادات خود بر مخالفان می افزودند

 

4-بعد از ظهر روزیکه ميتينگ بزرگي در ميدان بهارستان درباره فرار شاه تشكيل شد،و  دكتر فاطمي،یار دیرین مصدق، در آن ميتينگ خواستار لغو نظام سلطنتي و اعلام جمهوری در ايران شد ، بعد از آن تمام روزنامه‌هاي حزب توده ايران  نیز خواستار لغو نظام سلطنتي و اعلام جمهوری  شدند

 

4-اين حزب با داشتن كادر افسري حدود 700 نفر در باشگاه افسران حتي از دستگاههاي اطلاعاتي هم اشراف بيشتري روي مسايل كشور داشت.افراد اين حزب اسامي تمام كودتا چيان را به كميته مركزي حزب اطلاع داده بودند

اآنان اطلاعات كافي در مورد كودتا را به مصدق دادندو بيانيه اي از سوي كميته مركزي حزب توده صادر و تقريبا اسامي تمام كودتا چيان را در آن افشا كرده بودند.اين اعلاميه به نام كميته مركزي حزب توده صادر شد و اين مي توانست مورد سنديت واقع شود اما نشد..

 

 

مجددا این نکته رامتذکر میشوم که در این مطلب، قصد حمایت از هیچ جریانی را نداشته ام. من نیز خودرا کوچکتر از آن میبینم که بخواهم از باب مجادله نظری با دوست صاحبفکر و صاحبقلمم، جناب آقای مدنی در آیم و آنچه در سطور بالا نگاشته شد،ذکر وقایع انکارناپذیر تاریخی بدور ازهر نوع غرض ورزی   شخصی و سیاسی در باره رابطه  مصدق و جنبش کارگری و نیز تلاشی برای شفاف سازی فضای آن دوران بود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 14:51  توسط سامان  | 

مقارن شدن امروز، سالروز کودتای ننگین و امپریالیستی 28 مرداد با ایام آزادی منصور اوسانلو، این سوال را به ذهن متبادر میکند که براستی وضعیت اتحادیه ها و انجمن های صنفی-کارگری و بطور کلی وضعیت کارگران و جنبش کارگری  در دوران صدارت مرحوم دکتر مصدق به چه منوال بوده است.

علی رغم علاقه وافر ی که اینجانب نسبت به مرحوم دکتر محمد مصدق بواسطه مبارزات ملیگرایانه و ضداستبدادی اش دارم  در کمال تاسف و بدور از هر نوع غرض ورزی میبایست  اذعان کنم که متاسفانه  دکتر مصدق کوشش داشت جنبشهای کارگری  را که به موازات فعالیتهای ضد امپریالیستی، برای بهبود و ضعشان پیکار میکردند، سرکوب نماید.

آنچه در ذیل می آید بر اساس واقعیت های تاریخی آن دوران است که بر این ادعا صحه میگذارد.

از دیماه 1330 تا دیماه 1331 حدود 20 اعتصاب کارگری در موسسات گوناگون روی داد. در 2 ماه آخر 1331 و چهار ماه اول1332 کارگران راه آهن تهران و بافندگان اصفهان، تبریز،قم و… و چرمسازان همدان و نیز معدنچیان زیراب   برای افزایش  کارمزد، بازگشت اخراج شدگان و آزادی کارگران بازداشت شده دست به اعتصاب زدند.

در پاییز همان سال اعتصابات شکل جدید و گسترده تری یافت

بورزواهای ایران که دکتر مصدق  نماینده و حافظ منافع ایشان بود  از افزایش دامنه جنبشهای کارگری به هراس افتاده  سعی کردند آنان را محدود کنند. به این منظور در بهار 1331در منطقه تهران عملا حکومت نظامی برقرار گردید.در فروردین همان سال  به دستور رییس شهربانی کل  در تمام ایران  شعبه های فدراسیون جوانان دموکرات بسته شد  و دستور بازداشت ((چهره های مشکوک))صادر گردید.

دولت علیه کارگران متوصل به زور گردید. در فروردین 1331 پلیس و ارتش  ساختمان اتحادیه های رانندگان،کارگران ساختمانی ، کارگران کارگاههای مکانیکی و…. را در تهران اشغال نمود و اعضای کمیته اتحادیه های راه آهن بازداشت شدند.

در پاییز همان سال همزمان با اوجگیری اعتراضات  فشار دولت  علیه اعتصاب کنندگان افزایش یافت.

در اول آبان  مصدق بر اساس اختیاراتی که از مجلس  گرفته بود قانون ((حفظ امنیت اجتماعی)) را صادر و به مرحله اجرا در آورد که به موجب آن  انجام هرگونه میتینگ ،راهپیمایی و اعتصاب ممنوع گردید.

اما با وجود چنین مقرراتی باز هم اعتصاب کارگران ادامه یافت

در 21 دی 1331 سه هزار تن از  کارگران کارگاههای کفاشی دست به اعتصاب زدند. در 11 بهمن همان سال بافندگان  تبریز و تهران ضمن اعتصاب خواستار بازگشت  کارگران اخراجی به کار شدند.

در ادامه نیز کارگران کارخانه سیمان ، دخانیات ،کفاشی ها، کوره پزخانه ها،بافندگان و … که خواهان انجام قانون کار،عدم دخالت کارفرمایان در کار اتحادیه ها و لغو قانون ((حفظ امنیت اجتماعی)) بودند دست به اعتصاب زدند.ضمن این اعتصابات  بارها میان پلیس و اعتصاب کنندگان  برخورد روی داد  که در طی آنها بسیاری از کارگران بازداشت و حتی چند تن هم کشته و زخمی شدند.

با این حال مصدق ناگزیر شد گذشتهایی را نیز نسبت به این قشر روا دارد. زیر فشار این جنبش دولت مرحوم دکتر مصدق قانونی جدید مبنی بر  انجام  بیمه های اجتماعی وضع کرد که شامل ،پرداخت مقرری روزهای بیکاری به کارگران و معلولین حوادث کاری ، بیماران و پیران بود که این قانون نیز توسط کارفرمایان اجرا نگردید و همین مساله موجب اعتصابهای دیگر شد.

علیرغم تلاشهای مصدق به خاطر منافع ملی ایران،شواهد تاریخی چنین نشان می دهد که  سیاستی که توسط وی در برابر اتحادیه های کارگری-صنفی اتخاذ شد همانا سیاست سرکوب بود.

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 13:2  توسط سامان  | 

بود زیبا فقط با نام الله    سه   رنگ پرچم     جاوید   ایران

ازآن نام تبارک ما بدانیم    که باشد زنده این کشور به ایمان

 

باری . بدون کلمه جلاله الله همه چیز  ناقص و ابتر است و پرچم کشور عزیزمان ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست...به راستی که پرچم ما بدون این کلمه تنها چه بی معنا و چه بی فروغ بود.

بنده ضمن اعلام براعت از مطلب مندرج در این وبلاگ تحت عنوان "شیر خورشید....." -که نویسنده اش(ش-ه) از عناصر سلطنت طلب معلوم الحال میباشد- نسبت به پرچم مقدس کشورم که در میان آن  لفظ جلاله الله درج گردیده اعلام وفاداری مینمایم و از مدیریت محترم وبلاگ درخواست حذف مطلب مذکور را دارم.

در پایان امیدوارم که دیگر  درج چنین مطالب موهنی از این دست از واخوردگان سیاسی را در این وبلاگ شاهد نباشیم و در صورت مشاهده با هوشیاری مدیریت وبلاگ متن فوق الذکر حذف گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 0:29  توسط سامان  | 

این هم از شکارهای جذاب جناب ابطحی !

این از شاهکارهای ابطحیه !

+ نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385ساعت 13:19  توسط سامان  | 

نزديك ترين تعاليم اسلامي به اصل نظارت همگاني وظيفة شرعي «امر به معروف و نهي‌از منكر» و«نصيحت به ائمه مسلمين» است.  اين دو فريضه متكي به قرآن و سنت و پشتگرم به سيره مستمر مسلمانان مي‌باشد. فريضة امر به معروف و نهي‌از منكر مسلمانان را موظف مي‌سازد در راه اشاعة معروف و ريشه‌كن كردن منكر در جامعة اسلامي كوشا باشند. فريضة نصيحت به ائمه مسلمين مسلمانان را موظف مي سازد نسبت به نصيحت (انتقاد از كاستي ها و انحرافات) به رهبران دولت اسلامي دريغ نكنند.

اين دو فريضه از يك سو همة مسلمانان را بدون هيچ استثنايي موظف به امر به معروف و نهي از منكر و نصيحت مي‌سازد، اعم از زن و مرد. مجتهد و عوام، عامل و فاسق، از سوي ديگر هيچ قلمرويي در حوزه عمومي از شمول اين دو وظيفة شرعي بيرون نيست. يعني نصيحت و امر به معروف و نهي‌از منكر همة ساحتهاي حوزة عمومي اعم از اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي، بين‌المللي و داخلي را شامل مي‌شود و ضمناً با اتكا به اين دو وظيفة همة مسلمانان اعم از رؤسا و امرا، سرداران و متمولان و متنفذان تا چه برسد به مردم عادي، مورد نصيحت يا امر به معروف و نهي از منكر قرار مي‌گيرند.

اما وجه ارتباط اين دو وظيفه شرعي با «نظارت همگاني» به اين شرح است كه نظارت آحاد جامعه بر عملكرد حاكميت و دولت در جامعة اسلامي لازمه انجام امر به معروف و نهي‌از منكر قرار مي‌گيرند.

نظارت آحاد جامعه بر عملكرد حاكميت و دولت در جامعة اسلامي لازمة انجام امر به معروف و نهي از منكر و نصيحت به ائمه مسلمين است. بدون نظارت همگاني نه نصيحت و ارشاد و انتقاد ممكن است نه امر به معروف و نهي‌از منكر ميسر. اگر امكان دسترسي مسلمانان به اطلاعات لازم دربارة مديريت و رهبري و حاكميت فراهم نباشد هيچيك از اين دو وظيفة اقامه نخواهد شد. همچنانكه بدون وجوب شرعي اين دو وظيفة ديني نظارت همگاني فاقد پشتوانة شرعي در تعاليم اسلامي خواهد بود.

واضح است كه ظرفيت وظائف امر به معروف و نهي‌از منكر و نصيحت و ارشاد بيشتر از اصل نظارت همگاني است چرا كه علاوه بر اطلاع و اشراف و نظارت، در اين دو وظيفه نوبت به اقدامات فيزيكي تا حد قيام مسلحانه بر عليه حكومت هم مي‌رسد، آنچنانكه در قيام حسين ‌بن علي عليه خلافت يزيدبن معاويه شاهد هستيم. به هر حال در اصل نظارت همگاني جايي براي عكس العملهاي جوارحي (برخوردهاي فيزيكي) از قبيل ضرب و شتم و جرح نيست، و نظارت از حد اطلاع و تذكر و آگاه كردن افكار عمومي و در نهايت ارجاع به قوه قضائيه فراتر نمي رود. در مجموع مطابق اين دو وظيفه شرعي هر مسلماني حق سؤال و استيضاح تك تك مسئولان دولت بويژه زمامدار را دارد و همة مسئولان بالاخص رهبر و زعيم و امام شرعاً موظف به پاسخگويي است. ضمناً اين سؤال و استيضاح لازم نيست محرمانه و غير علني و سربسته برگزار شود، بلكه مسلمانان حق دارند علني و آشكارا رهبر و امير و ديگر مسئولان حكومتي را مورد سئوال، انتقاد و استيضاح قرار دهند. سيرة مهاجرين و انصار از جمله جناب ابوذر غفاري و استقبال خلفاي راشدين از نظارت مردمي بالاخص امام علي بن ابي‌طالب در اين زمينه ياد كردني است.(18) اهميت نظارت مردمي بر حكومت در تعاليم اسلامي تا به آن حد است كه استمرار و تحقق آن شرط سلامت و بقاي دولت دانسته شده است.

در مقايسه اصل نظارت همگاني (متعلق به دمكراسي) با وظائف شرعي امر به معروف و نهي از منكر (متعلق به اسلام) علاوه بر نكات اشتراك فراوان و به تبع آن موارد سازگاري متعدد، نقاط افتراق يا حداقل ابهام در سازگاري به شرح زير به چشم مي‌خورد:

1. اصل نظارت همگاني در انديشة دمكراسي منجر به پيش‌بيني نهادهاي نظارتي تعريف شده و سازوكار‌هاي معين قانوني (از قبيل انتخابات آزاد و عادلانه قوه قانونگذاري و رئيس حكومت، پاسخگويي مستقيم و غير مستقيم حكومت در حوزه‌هاي سياسي، حقوقي و مالي به مردم، استقلال قواي مقننه و قضائيه نسبت به قوه مجريه، آزادي بيان و اجتماعات، حق استفاده از محاكم و فعاليت انجمنها و سازمانهاي مستقل از حكومت) شده است.اسلام نو انديش اساساً نهاد سازي را امري عقلايي، بشري و زمانمند دانسته آنرا از وظائف پيش بيني شده دين نمي‌داند، لذا از اين حيث اشكالي به آن وارد نيست.

اما آیا در اسلام «نظارت همگاني» به «نظارت همة مسلمانان» تقليل مي‌يابد و  دو وظيفه شرعي امر به معروف و نهي از منكر و نصيحت به ائمه مسلمين براي مسلمانان واجب است و ديگر متدينان جامعه (از قبيل مسيحيان، يهوديان و زرتشتيان) يا غير معتقدان به اديان الهي (اعم از اديان غير الهي و بيدينان و ملحدان) را در بر نمي‌گيرد؟ به عبارت ديگر آیا نظارت همگاني وظيفه شرعي «امت اسلامي» است؟.آیا  اصولاً اسلام تاريخي به غير مسلمانان اجازة دستيابي به اطلاعات لازم يا نظارت بر امور حكومت بر مسلمانان را نمي‌دهد؟ (چرا كه مقام نظارت برخوردار از نوعي برتري و استعلا است و بر طبق «قاعدة نفي سبيل» قرآن به غير مسلمانان اجازه چنين استيلايي را نمي‌دهد) به هرحال در اين تلقي از اسلام غير مسلمانان مجاز به امر و نهي يا نصيحت يا نظارت بر مسلمانان نيستند، هر چند از نعمت امنيت و زندگي سالم در پناه حكومت اسلامي برخوردارند. به هر حال از اين زاويه اسلام تاريخي دمكراسي را بر نمي‌تابد.

اما اگر اسلام و مفهوم شهروندی را تواما بپذیریم و شهروندي را منوط به دين خاص ن‌دانیم میتوانیم  حق نظارت همگاني را براي همه شهروندان اعم از مسلمانان و غير مسلمانان قائل باشیم. با اين تلقي از اسلام حق نظارت همگاني در مورد مسلمانان با دو فريضة امر به معروف و نهي از منكر و نصيحت به ائمه مسلمين تشديد مي‌شود. یعنی ضمن باور به قاعدة قرآني نفي سبيل، اجازة نظارت به شهروندان غير مسلمان را از مصاديق اين قاعده ندانیم. به هر حال از اين زاويه اسلام  مشكلي با دمكراسي ندارد

دکتر ججت الاسلام محسن کدیور فرازی از مقاله اسلام و دموكراسي، سازگاري يا ناسازگاری؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 23:0  توسط سامان  |